محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

91

الحياة ( فارسي )

اين دغلكاران فاقد ايمان - از ثروتمندان متكاثر و پرستندگان مال - محروميت محرومان و گرسنگى گرسنگان و نادارى مسكينان را به خداوند سبحان نسبت مىدهند و - به تعبير مولاى ما امير المؤمنين « ع » - از روى بخل و عناد ، اين وضع را نتيجهء كار خدا مىدانند ؛ « 1 » و خدا بسى برتر از اين سخنان نادرستى است كه ستمگران در بارهء او مىگويند ؛ آرى ، اينان با كمال پررويى مىگويند : « * ( أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ الله أَطْعَمَه ) * ( 1 ) آيا مىگوييد كسانى را خوراك دهيم كه اگر خدا مىخواست آنان را خوراك مىداد ؟ » ، در صورتى كه خداوند روزى دهندهء باتوان ، به آنان روزى داده است چنان كه به شما داده است ، و سهم روزى آنان را - به نصّ قرآن - در آن مالها قرار داده است كه شما تصاحب كرده‌ايد ، ليكن شما به محرومان و گرسنگان و نيازمندان ستم كرديد ، و حقوق ايشان را به غصب برديد ، و ارزاق ايشان را دزديديد ، و با اين اموال در خانه هاى مجلَّل ساكن شديد ، و در استفاده از امكانات زندگى اسراف كرديد ، از حد درگذشتيد و غرق در گناه گشتيد . آيات كتاب آسمانى و تعاليم محمّد و آل محمّد « ص » - كه همواره رهنمونند - ما را به شناخت اين ظلم اجتماعى و اقتصادى و معيشتى بزرگ رهنمونى كرده‌اند ؛ و هر كس مىتواند به آنچه در « الحياة » آمده است ، كه دم دست است رجوع كند . تذييل ( 1 ) بخل و طرد قطعى آن

--> « 1 » . آنجا كه مىفرمايد : « ألا ، فالحذر ! الحذر ! من طاعة ساداتكم و كبرائكم ، الَّذين تكبروا عن حسبهم ، و ترفعوا فوق نسبهم ، و القوا الهجينة على ربّهم ، و جاهدوا على ما صنع اللَّه بهم آگاه باشيد ، و حذر كنيد ، حذر ، از اطاعت اشراف و بزرگان خود ، آنان كه نظر به موقعيّت خود تكبّر ورزيدند ، و بالاتر از نسب خويش گردن افراختند ، و زشتى زندگى را ( كه زاييدهء ستمها و تكبّرهاى آنان بود ) به خداوند نسبت دادند ، و هر چه خدا در حقّشان احسان كرده بود ( و نعمت داده بود ) انكار كردند ( و از خود پنداشتند ) ( - « نهج البلاغه » / 786 ؛ « عبده » 2 / 166 ) .